تبليغاتX
anvehcity

anvehcity

انوه××طبیعت×× دانستنیها××

طبیعت و دیدنیهای انوه

1

بازدید کنندگان عزیز برای مشاهده عکسهای بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی و یکم شهریور 1389ساعت 1:15 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

باران و سیلاب مربوط به آذرماه 88

  1

برای مشاهده عکسهای بیشتر به ادامه مطلب مراجعه فرمایید

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم بهمن 1388ساعت 6:35 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

دانستنیها

برای مشاهده متن بر روی ادامه مطلب کلیک کنید
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 6:22 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

نمایی از انوه

نمای انوه

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 9:31 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

یکی از بزرگان انوه

به نام خدا

سید محمد یوسف فرزند سید حمدی بن سید شرف الدین بن سید حمدی بن سید شریف الدین شیدائی در سال 1275 هجری شمسی در قریه انوه از توابع بستک در خانواده ای متدین ومذهبی و از سادات بزرگ منطقه دیده به جهان گشود. برکسی پوشیده نیست که روستای انوه از قدیم الزمان زادگاه بسیاری از سادات بزرگ و شیوخ و علماء دین است و به دارالعلم شهرت یافته بود تا جایی که سراسر منطقه برای گرفتن احکام شرعی و یا حل و فصل اختلافات خود به این روستا می آمدند سید محمد یوسف شیدائی دوران کودکی اش را در انوه و در نزد شیوخ بزرگواری که مدارس علم داشتند پیروی نمود ایشان در همان سنین کودکی چندین سال راهی کشور های عربی رأس الخیمه و شارقه و دبی می شوند و پس از آن به کشور عزیزمان ایران بر می گردنند و راهی جزیره قشم می شوند در جزیره قشم با بزرگان و علما آن دوران آشنا می شوند و سپس به بندر لنگه سفر می کنند و در مدرسه علوم دینی بندر لنگه مشغول علوم صرف و نحو و عربی و فقه و احکام و سایر علوم دینی فرا می گیرند تا جایی که به خوبی مسلط بر زبان عربی می شوند آری سید پس از آن با کوله باری از علم و دانش و زهد و تقوی به زادگاهش انوه بر می گردد شیخ عبدالرحمن مفتی که دوران کهولت خود را می گذراندندو دائی سید بودند اداره امور مسجد و خطبه روز جمعه و حل و فصل امور دینی مردم را به ایشان می سپارند از این به بعد سید رسماً امام جمعه و جماعت روستای انوه می شوند و تمامی هم و غم خویش را برای بهبود و ضع علمی مردم بکار می گیرند ایشان ابتدا در مسجد برای پیران و در خانه خویش برای دختران کلاس قرآن دایر می کنند و تعداد زیادی از دختران و پسران در آن دوران جذب کلاسهای سید می شوید سید محمد یوسف شیدائی به معنی واقعی کلمه سید بود او به دنیا و زرق و برقهایش کاری نداشت او همه هم و غمش خدا بود و قرآن اسلام بود و تربیت نسلهای جوانی که در کلاسهایش شرکت داشتند او بدون چشمداشت به حقوق و شهریه به مسجد و مردم خدمت کرد او در طول حیاتش حقوق از کس نگرفت مستمری و مقرری نداشت اما هیچگاه به مال دنیا محتاج نشد زیرا یقین داشت که خداوند متعال روزی او را خواهد رساند او با تأسی به سیرت پیامبر صل الله و علیه و سلم و نصب العین قرار دادن احکام قرآن در زندگی اشن توانست به درجات عالی زهد و تقوی برسد آری او سید بود و از ذریه پیامبر بود نسلش به پیامبر می رسد و خون پیامبر در رگهایش جاری بود در تمام ساعات روز و شب زبان ایشان از ذکر و دعا و نیایش و مناجات باز نمی ایستاد اذکار بود و اوراد اشعار بود و عرفان خدا بود و پیامبر در همه ساعت روز از زبان ایشان می شد زمزمه های آیات قرآن و اشعار عرفانی شنید اشعار به زبانهای عربی و همچنین از شاعران و عارفان بزرگ ایران در هر آن و لحظه شنیده می شد تعداد کسانی که برای استشفاء به قرآن به سید مراجعه می کردند روز به روز زیاد می شد آنقدر از اطراف می آمدند که سید بعضی شبها اصلاً نمی توانست بخوابد اما بر کسی رو ترش نکرد عبوس نشد و با صبر و تحمل که در ایشان بود از اینکه بیمارانی که می آمدند پذیرائی می کرد وآیات قرآن بر بیماران می خواند آیا عون بن علی بن ابیطالب را شنیده اید در تواریخ اسلامی آمده است که عون بن علی ابن ابیطالب بر همه بیماری که می خواند او شفا می یافت تا جائی که در فرهنگ عرب و به ضرب المثل تبدیل شد می گفتند هرکس دیوانه شود عون است که بر او بخواند و ای بروزی که عون دیوانه شود این مصداق همان ضرب المثل ایرانی است که می گویند هرچه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک آری در بین گذشتگان انسانهای زیادی بودند نفس گرمی داشتند و با خواند قرآن بر بیماران آنان شفا می یافتند سید از آن جمله بود همه اعتقاد جازم و قلبی داشتند سید پناهگاه و مأمن همه درماندگان و ضعفا و بیماران بود اطاقهای خانه خود را در اختیار فقرا و نیازمندان گذاشته بودو از آنان حمایت می کردند.

آن چیزی که سید را از دیگران متمایز می کرد اخلاص و زهد و تقوی آری او اکثر اوقات خود را اگر به کاری مشغول نبود در مسجد می گذراند او برای نماز ظهر ساعت 9 یا 10 به طرف مسجد به راه می افتاد و حتی بعضی وقتها غذایش را در مسجد می خوردند و به خانه نمی امدند رحل و قرآنش همیشه در کنار پنجره شمالی مسجد گذاشته بود هر وقت که وارد مسجد می شدی ایشان را در حال تلاوت قرآن می دیدی در زمان سید هیچگاه درب مسجد بر روی کسی بسته نبود همیشه پذیرای رهگذرانان بودند و آنان را به خانه می آوردند و اطعام می کردند.

دریغ نکرد عمر پربرکت و 96ساله خوددر راه علم وتربیت و تعلیم و آموزش قرآن و اجرای وی در تاریخ 9/خرداد 1371 دار فانی را وداع گفتند و به سرای باقی شتافتند و درکنار گنبد سید قطب الدین شیدا جدش به خاک سپرده شده است.

از محبوبیت و مکانت سید در قلب مردم همین کافی است که بگوئیم پس از وفاتش تمامی اشیای شخصی ایشان که عبادت بود از چندین عصا- عبا- عمامه- ساعت- کفش و لباسهای ایشان همه را مردم بردند تا نزد خود نگه دارند آری این بود خلاصه ای از زندگی سیدی از تبار بزرگان که همه عمر خود را صرف خدمت به خلق الله نمود.

روحش شاد یادش گرامیباد

 سید

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 2:54 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

شهیدی از انوه

شهید عبدالله شب روز فرزند محمد در سال ۱۳۴۴ در خانواده فقیر پا به عرصه وجود نهاد

دوران کودکی تا جوانی خود را نزد پدر و مادرش در زادگاه خود <انوه> گذراند و در دوران جوانی

نیز به شغل کارگری در زادگاهش امرار معاش کرد و با شروع جنگ تحمیلی عراق علیه ایران

روانه جبهه نبرد حق علیه باطل شد و در تاریخ ۱/۴/۱۳۶۴ در منطقه عملیاتی سومار به درجه

رفیع شهادت نایل گردید.                           یادش گرامی 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 1:59 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

مرحوم شریفی

  

به نام خدا

محمد شریف فرزند عبدالرحیم متخلص و معروف به شریفی به سال  1271خورشیدی در روستای انوه از توابع بستک به دنیا آمد. او از شعرای مشهور و نامی منطقه به شمار می آید که اشعارهای فراوانی درقالبهای مختلف شعری مخصوصاً در قالب مثنوی ازوی باقی مانده است.وی به شهرها وآبادیهای دور ونزدیک در داخل و خارج از ایران مسافرت می کرده و اوضاع و زندگی مردم را به دقت مورد مشاهده قرار می داده است .و تلاش بسیاری در به نظم کشیدن رویدادها ومشاهدات خود در سفرهای طولانی اش داشته است که سروده هایش بیانگر آن است . همچنین به آنسوی آبهای خلیج فارس مخصوصا دبی رفت و آمد داشته ودرمحافل ومجالس آن روزگار شعر و گفته های او نقل مجالس بود. و خلاصه آنکه شریفی در آن دیار نامی است آشنا . 

نه بیمارم نه دارم تب           نه آرام روز  و نه خواب شب

که دلبر در نظر دارم

نه از عالم خبر دارم

به دل خون جگر دارم

اگر حور و پری بینم

قمر یا مشتری بینم

که غمگینم و غمگینم

زجور یار بیمارم

پریشانم، دل افکارم

گرفتارم، گرفتارم

وفا در شهر مشهور است

ندانم تلخ است یا شور است

دلم رنجور رنجور است

 

نصیبم شد ذهاب آخر

محل بی حساب آخر

ذهاب = نام جزیره ای در راس الخیمه

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 7:45 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   | 

بیوگرافی انوه

 

انوه یکی ازروستا های بخش مرکزی شهرستان بستک در غرب استان هرمزگان در جنوب ایران واقع شده‌است. روستای انوه در ۷ فرسخی (۴۲ کیلومتری) شمال غربی شهر بستک واقع است.

محدوده انوه

 از شمال کوه پردین از جنوب دهستان فتویه و روستای شیخ حضور، از مغرب گردنه پاسخند در صحرای باغ، واز مشرق به برکه آخوند محدود می‌گردد.

جمعییت

 در حدود۱۹۵ خانوار و ۱۱۵۰نفر جمعیت دارد. دارای دبستان،راهنمایی،دبیرستان،مخابرات دیجیتال،پایگاه مقاومت.شورای اسلامی. شورای حل اختلاف،دهیاری، درمانگاه، بانک صادرات -پست بانک و آب، برق تلفن می‌باشد. جاده اسفالت بستک لار از وسط روستای انوه عبور می‌کند. پاسگاه انتظامی در انوه وجود دارد. دارای ۳۰ پمپ آب و چاه‌های کم عمق ولب شور است. تعداد ۱۰۰۰۰ نخل دیم، و ۴۰۰۰ من زمین دیم دارد

انوه زادگاه علما

 انوه زادگاه علمایی برجسته مانند شیخ محمد شریف وعلامه شیخ عبدالرحمان مفتی وسید محمد یوسف شیدایی از عالمان دینی انوه بوده اند. یکی از شخصیات مشهور انوه بنام عبدالله دهباشی کریم است که ایشان رییس شکاربانان منطقه بودند.که کتابی توسط  ولید جلالوند و به کوشش عبدا... کشاورز  در مورد دهباشی کریم منتشر شده است و شریفی شاعر معروف محلی اهل انوه‌است.واشعارش هم اکنون در دست چاپ است.

آرامگاه سید قطب الدین شیدا در انوه واقع است،وبزرگانی دیگرمانند سید محمد یوسف وسیدحمدی شیدایی نیز در کنار ایشان مدفون می باشند. سادات شیدایی در انوه از نوادگان سید قطب الدین شیدا می‌باشند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 1:9 بعد از ظهر  توسط صمد کاسبی   |